ورود
نام کاربری:
رمز عبور:
ورود اتوماتیک
ثبت نام
رمز عبور خود را فراموش کردید؟
سه شنبه 1 تير 1389
درباره فوتبال و سينما
توپ و تصوير
اين روزها بحث سينما و فوتبال و ارتباط و نسبت ميان آن دو بسيار داغ است هم به دليل جام‌جهاني و هم برنامه هفت و حاشيه‌هاي آن و مقايسه‌اي كه ميان سينما و فوتبال و 90 سينمايي صورت گرفت اين دو پديده جذاب بار ديگر رسانه‌اي شد و به افكار عمومي راه يافت.


 

اين روزها بحث سينما و فوتبال و ارتباط و نسبت ميان آن دو بسيار داغ است هم به دليل جام‌جهاني و هم برنامه هفت و حاشيه‌هاي آن و مقايسه‌اي كه ميان سينما و فوتبال و 90 سينمايي صورت گرفت اين دو پديده جذاب بار ديگر رسانه‌اي شد و به افكار عمومي راه يافت. سينما و فوتبال در مقام دو ژانر و گونه هنري-ورزشي امروزه لااقل در صنعت فرهنگ سازي به قرابتهاي كاركردي و هويتي بيشتري دست يافته اند، سنخيتي كه به‌ويژه با مساله «اوقات فراغت» گره خورده است. در اين معنا هيچ يك از اين دو مقوله در مقام حرفه و حتي بازي و نمايش صرف نيست بلكه به ابژه سرگرمي بدل مي‌شود كه به كار صنعت فرهنگ سازي جهت توليد سرگرمي و غني كردن اوقات فراغت انسان مدرن مي‌آيد. سينما در اين بستر براي هماوردي با فوتبال از «فرهنگ والا» فاصله مي‌گيرد و به فرهنگ عامه نزديك مي‌شود.
اساسا وقتي از سينما در صنعت فرهنگ سازي صحبت مي‌كنيم از سينماي هنري و فلسفي دور و به سينماي عامه پسند كه بر محور جذب مخاطب و سرگرمي آنان مي‌چرخد مي‌رسيم كه غايت صنعت فرهنگ در همين توليد سرگرمي و سود ناشي از آن است.
در واقع وقتي فرهنگ و ورزش به صنعت بدل مي‌شود به درون ساختار و مناسبات تجاري- اقتصادي پرتاب مي‌شود كه ماهيت و تداوم آن وابسته به رونق اين بازار است لذا سينما و فوتبال براي رونق بازار صنعت فرهنگ با مساله‌اي مشترك مواجه‌اند به نام مخاطب! در واقع يكي از ويژگيهاي صنعت سينما و فوتبال، طيف وسيع مخاطبان آن است كه براي تماشا و خريد كالاي اين صنايع سرگرم كننده بايد بليت خريده و به محل ارائه بازي و نمايش بروند!
البته در سينما مخاطب پاي نمايشي كه از قبل اجرا شده مي‌نشيند و در فوتبال نظاره‌گر نمايشي است كه در لحظه نمايش خلق مي‌شود و شايد هيجان و جذبه فوتبال و البته مخاطبين بيشتر آن نسبت به سينما در همين تفاوت باشد. نمايشي كه داراي بازيگر و كارگردان(مربي) و طيف وسيعي از مخاطبان و منتقدان است.
بازيگراني كه الگو و محبوب بسياري از مخاطبان خود هستند و عكس‌هاي آنان بر در و ديوار اطاق طرفدارانشان نصب مي‌شود(عشق فيلم‌ها و عشق فوتبالها) شهرت و محبوبيت بازيگران سينما و بازيكنان فوتبال بيش از سياستمداران و دانشمندان و ديگر اقشار اجتماعي
است.
مساله‌اي كه گردش طبقات اجتماعي را تحت تاثير قرار داده است ظهور ستاره و سوپراستارهاي سينمايي و فوتبالي بارزترين كاركرد مشترك اين دو مقوله است كه حتي در الگوي مصرف و شيوه زيست انسان معاصر بسيار موثر است و خود دستمايه تجارت و بازرگاني و تبليغات قرار ميگيرد. چهره هنرپيشگان و فوتباليست‌ها امروزه يكي از وجوه ثابت دستگاه تبليغات(سياسي-بازرگاني) است.
ارتباط ميان سينماو فوتبال بيش از همه شايد در جايي است كه بازيكنان فوتبال در نقش بازيگران سينما ظهور مي‌كنند عابدزاده، علي پروين و حميداستيلي در كشور خودمان در سينما نيز حضور يافته اند.
و پله ستاره افسانه‌اي فوتبال جهان نيز كسوت بازيگري بر تن كرده است از آن سو نيز جهانگير كوثري تهيه كننده سينما از كارشناسان برجسته فو تبال است اين ارتباط زماني نمود بيشتري مي‌يابد كه فيلمنامه و فيلم‌هاي متعددي با موضوع فوتبال توليد مي‌شود همه ما «فرار به سوي پيروزي» را به ياد داريم. و شايد نزديكترين ارتباط فو تبال و سينمارا لااقل در كشور خودمان در تيم فوتبال هنرمندان بدانيم.
جايي كه فوتبال و سينما در چهره‌اي واحد باز توليدمي شوند. اين كاركرد واحد در صنعت فرهنگ سازي در نگاه منتقدان البته وجهه ايدئولوژيك مي‌يابد.
به اين معنا كه هر دو ابزارهاي ايدئولوژيك‌اند كه با هدايت قدرت در جهت توليد، تبليغ و اشاعه دستگاه فكري حاكم استفاده مي‌شوند و نمادي از فرهنگ و تمدن ملي هستند بروز اين نقش را در جشنواره‌ها و مسابقات جهاني شاهد هستيم آنجايي كه فيلم سينمايي با تيم ورزشي (به‌ويژه فوتبال) در مقام سفير و نماينده كليت يك قوم وسرزمين به هماوردي با ديگران مامور مي‌شود.
البته سينما به دليل قابليت‌هاي ماهوي-حرفه‌اي در برابر اين بهره برداري ايدئولوژيك مقاومت مي‌كند و همواره متاثر از ساختار قدرت نيست.
اين خاصيت البته در توليدات سينمايي خاص بروز مي‌كند و از درون فيلم‌هاي عامه پسند بر نمي‌آيد اما فوتبال به دليل حضور در ساحت احساسي- هيجاني آدمي امكان واكنش‌هاي عقلاني را كاهش مي‌دهد.
و بيشتر در خدمت مقتضيات سياست قرار مي‌گيرد سينما اما با اثر‌گذاري درسويه‌هاي عقلاني –ذهني آدمي در عرضه خصوصي و لايه‌هاي دروني تر زندگي مخاطبان نفوذ مي‌كند و همين تفاوت، دستمايه نگرش دوگانه به سينما و فوتبال مي‌شود و اولي را متعلق به اهالي فكر و ساحت روشنفكرانه مي‌داند و دومي را وابسته به فرهنگ عامه كه مبتني بر سطوح ظاهري نيازهاي آدمي است معرفي مي‌كند دامنه اين تفاوت تا نوع بازي اين دو حوزه نيز كشيده مي‌شود بازيگران فوتبال هميشه يازده نفر هستند كه در مواقع ضروري تعويض ميشو ند در واقع بدبازي كردن بازيكنان به‌طور زنده نقد مي‌شود و با تعويض، اصلاح مي‌گردد امري كه در سينما بعد از نمايش فيلم،اتفاق مي‌افتد و البته فرصتي هم براي تعويض باقي نمي‌ماند در فوتبال كسي نقش اول ندارد هركدام از بازيكنان در نقش خود اهميت دارند .
گرچه بازي خوب در هر دو مقوله مورد تقدير واقع مي‌شود و البته ستارهاي هر دو بازي نفشي محوري دارند فوتبال بر محور توپ شكل ميگيرد و فيلم بر اساس فيلنامه بنا مي‌شود در اولي اين شي است كه مولد بازي است و در دومي فكر و انديشه است كه به توليد اثر هنري مي‌انجامد پايان فيلم به وسيله كارگردان تعيين شده است.
اما نتيجه فوتبال تا صداي سوت پايان نامعلوم است در واقع فيلم فراورده‌اي است كه در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد و فوتبال، فرايندي است كه در پروسه‌اي نود دقيقه اي، ساخته مي‌شود.
اما فراتر از اين تفاوتهاي صوري و ماهوي در صنعت فرهنگ سازي با هدف توليد سرگمي و تجارت اوقات فراقت، سينما و فوتبال كاركردهاي واحدي مي‌يابند وهر دو يكديگررا در راستاي اهداف خويش به خدمت مي‌گيرند اين ذات صنعت فرهنگ سازي است كه احساس و هيجان و هنر و انديشه را به تجارت و فراغت گره مي‌زند و با بسط هژموني بورژوازي بر رونق اين بازار دلفريب مي‌افزايد .

 

استفاده از محتویات سایت با ذکر منبع بلامانع است.
 
فیس بوک پست الکترونیکی مورد علاقه پرینت
كد نمايش داده شده را وارد نمائيد
آخرین زمان بازدید از این صفحه: جمعه 21 بهمن 1390
تعداد بازدیدها از این صفحه: