هومن جعفری/چه با نفرت نگاه میکردند به یکدیگر. چه طعنهای میزدند به یکدیگر. نفرت بین امیر قلعهنویی و عادل فردوسیپور چقدر تلخ و سنگین بود. انگار مشتزن سنگین وزن افتاده بودند به جان یکدیگر
1- چه با نفرت نگاه میکردند به یکدیگر. چه طعنهای میزدند به یکدیگر. نفرت بین امیر قلعهنویی و عادل فردوسیپور چقدر تلخ و سنگین بود. انگار 2 مشتزن سنگین وزن افتاده بودند به جان یکدیگر. یکی این میزد و یکی آن. انگار "تایسون و هالیفیلد" به جان هم افتاده بودند.
2- پنجشنبه شب برنامه 90 تبدیل شده بود به قتلگاه امیر قلعهنویی. عادل فردوسیپور مثل دژخیمهای فیلمهای ترسناک تمام لوازم شکنجه را آورده بود در دسترس تا امیر قلعهنویی را زخم بزند. تعارف نکنیم. سر هم را کلاه نگذاریم. پنجشنبه شب عادل فردوسیپور بیطرف نبود. نقش مدعیالعموم طعنهزن و یکهتازی را بازی کرد که یک فصل تمام با نیش و کنایه لیگ را به کام قلعهنویی زهر کرده بود و حالا در سکانس آخر میکوشید تا یک نبرد " آرماگدون وار" برپا کند.
3- سکانس آخر معمولا جایی است که "آدم خوبه" و "آدم بده" باید با هم دوئل کنند. جایی برای صلح و صفا نیست. هیچ فیلمی یادتان میآید که در آن آدم بده و آدم خوبه با هم رفیق شوند؟ شاید "کازابلانکا" با این توضیح ویژه که اگر همفری بوگارت در آن فیلم نقش مثبت را برعهده داشت، نقش منفی به "سرگرد اشتراوسر" آلمانی میرسید نه به "سروان رنو"ی فرانسوی (اسمها را درست نوشتم؟!) نه. عادل هم مثل من و شما هیچ فیلمی را ندیده بود که در سکانس نهایی اش خوب و بد کنار هم قرار بگیرند. عادل نقش "آدم خوبه" را برای خودش برداشت و فروتنانه نقش منفی را به امیر قلعهنویی هدیه کرد.
4- قلعهنویی اما آماده و دست پر آمد به داخل جلسه. کوتاه نیامد و صلح نکرد و طعنه را با طعنه جواب داد. نیشخندهای جسورانه و معنیدار عادل را با متلکهای تند و آتشین پاسخ داد و در نهایت وقتی در میانه راه مناظره کفه ترازو را به نفع خود برگرداند، از عادل سراغ خندههایش را گرفت!
امیر قلعهنویی "خیر مطلق" نیست. بهترین مربی ایران نیست و خوش لباسترین مربی ایران نیست و خوش ادبیاتترین مربی ایران نیست و قطعا مثل بقیه مربیان ایرانی و مثل تمام آدمهای دنیا کامل نیست و ایراداتی دارد. قبول که در رسانهها دشمنان قسم خورده و سرسختی دارد. قبول که پشت سرش شایعات فراوان است. قبول که خارج از مرزهای ایران موفقیتی کسب نکرده. او اما "شر مطلق" نیست. "نقش منفی" فیلم فوتبالفارسی نیست
.
عادل اما پنجشنبه شب به محاکمه دعوتش کرد
.
5- "من خودم قاضی و هیأت منصفه و جوخه اعدامم." این سطر ترانه معروف متالیکا را احتمالا عادل گوش نکرده اما این نقش را برای خودش در نظر گرفته بی هیچ شبههای!
عادل پنجشنبه شب قاضی و هیأت منصفه و جوخه اعدام بود. تلاش کرد تا امیر قلعهنویی را شکست دهد، نیشخند بارانش کند و تا میتواند از پیروزی او بکاهد. عادل فردوسیپور پنجشنبه شب برای له کردن امیر قلعهنویی سنگ تمام گذاشت. آیا کسی هست که با این جمله مشکلی داشته باشد؟
6- امیر قلعهنویی هم پنجشنبه شب در این "زد و خورد کلامی" بیرون ماجرا نبود. او هم هرجا ضربهای خورد محکمتر ضربهای زد. هر جا متکلی شنید، متلکی انداخت. هر جا خاکریزی را از دست داد، خاکریزی را پس گرفت. او اما بیشتر "مدافع" بود تا "مهاجم." اگر حملهای کرد در موقعیت "ضدحمله" بود. آمده بود تا هرگونه که با او صحبت کردند پاسخ بدهد. خوب صحبت کردند و خوب جواب داد. طعنه زدند و طعنه زد. احترام گذاشتند و احترام گذاشت. نمیشود او را برنده دوئل پنجشنبه شب ندانست. نمیشود او را پیروز این بازی نخواند. نمیشود خونسردیاش را مخصوصا وقتی عادل فردوسیپور اسیدیترین متلکها را نثارش میکرد تحسین نکرد. عادل چاقوی خود را برای "سلاخی" تیز میکرد و امیر تنها لبخند میزد. هیچ قربانگاهی چنین قربانی خونسردی دیده بود؟
7- من قطعا بزرگترین طرفدار امیر قلعهنویی یا عادل فردوسیپور نیستم. هر 2 را تا حدی دوست دارم و تا اندازهای تأیید میکنم و تا مرزی همراهی خواهم کرد. هیچ کدام از این 2 نفر برای من تجسم شر یا خیر یا سپید و سیاه نیستند. آدمهایی خاکستری اند که در طول زمان، درصد سیاه و سپیدشان بالا و پایین میشود. پس وقتی مینویسم پنجشنبه شب عادل حمله کرد و در ضد حمله باخت، تنها نظر شخصیام را مینویسم. شاید نظر شما با من تفاوت داشته باشد. من به این احترام میگذارم اما آیا عادل فردوسیپور هم به این واقعیت احترام میگذارد که بعضی آدمها، جوری که او دوست دارد لباس نمیپوشند و حرف نمیزنند و کار نمیکنند؟
| آخرین زمان بازدید از این صفحه: | جمعه 21 بهمن 1390 |
| تعداد بازدیدها از این صفحه: |
