سالها پيش يك نويسنده ورزشي، در توصيف شرايطي كه براي يك مربي خارجي فوتبال پيش آمده بود. از تركيب «عطسه گربه» استفاده كرد. اين دو كلمهاي جذاب و بديع در جملهاي با اين مضمون استفاده شده بود كه:«در آرژانتين حتي يك گربه به نفع بيلاردو عطسه نكرد.» و حكايت از اين داشت كه اين مربي مشهور ضعيف ترين پايگاه ممكن را دارد. در اين سالها مربيان بسياري در سراسر جهان اين وضع را تجربه كردهاند؛ از امه ژاكه سرمربي مشهور تيم ملي فرانسه قهرمان جام جهاني 1998 تا مارچلو ليپي سرمربي ايتالياي 2006. مربياني كه با ايمان به كار مقابل همه مخالفخوانيها ايستادند و كار را به سرانجام رساندند. آنها البته در اين دوران همواره از كمك و پشتيباني مديران بالادستي برخوردار بوده و اين اعتماد، سرمايه اصلي براي پيروزيهاي بعدي بوده است،چيزي كه در ايران هرگز به چشم نديده ايم.
در روزهايي كه رئيس سازمان تربيت بدني مشغول تسويه و يك كاسه كردن مديران فدراسيونهاست، در فدراسيون فوتبال نيز در اوج ناهماهنگي بين رئيس و نايب رئيس، هر روز اخبار جديدي درباره استخدام مربيان جديد براي تيم ملي فوتبال به چشم ميخورد حال آنكه سرمربي فعلي بعد از ناكامي در راه صعود به جام جهاني به عنوان گزينه مطلوب تشخيص داده شده و با فدراسيون تا پايان جام ملتها قرارداد امضا كرده است. جالب اينكه شخص مجري اين قرارداد كسي جز مهدي تاج نايب رئيس فدراسيون فوتبال نبود. كسي كه حالا دور دنيا را براي استخدام يك مربي ديگر در مينوردد. تاج كه از دولتي سر روزنامه جهان فوتبال و يادداشتهاي اردشير لارودي سردبير آن (1) به فدراسيون رسيد، ديروزدر برنامه ورزش و مردم حاضر شد و به طورتلويحي از وجود ارادهاي گفت كه بالاتر از وي و كفاشيان به دنبال تغييرات در سمت سرمربي تيم ملي است.
فدراسيون فوتبال كه قبلا در مورد استخدام علي دايي و اخراج او و البته استخدام محمد مايليكهن، نشان داده كه چقدر نسبت به امر روساي بالا دست حساس و مطيع است، حالا دوباره در آزموني براي نشان دادن استقلال رأي قرار دارد. البته فدراسيوني كه از آن صحبت ميكنيم، شامل علي كفاشيان است و لاغير. چرا كه اكثريت اعضا از قبل هم با قطبي به عنوان سرمربي تيم ملي موافق نبودند و حالا كه تاج ميگويد از بالا هم قطبي را نميخواهند، ظاهرا وقت تغيير رسيده است. به نظر شما آيا رئيس فدراسيون فوتبال كه خود نيز درمعرض جابهجايياست به نفع سرمربي منتخبش عطسه ميكند؟ تاريخ نشان ميدهد كه نه، اما بالاخره هنوز اميدهاي كمرنگي براي سرمربي هست. اميد به استقلال فدراسيوني كه بارها درمعرض فشارهايي مثل اين بوده است.البته زماني مرداني مثل دادكان و صفايي رئيس بودهاند و حالا تصميمگيرنده، يا تصميمگيرندگان امثال تاج و كفاشيان. به نظر شما نتيجتا چه اتفاقي بايد بيفتد؟
پي نوشت:(1)لارودي بعد از حضور عليآبادي به عنوان رئيس سازمان يادداشتهايي سلسلهوار با عنوان آقاي عليآبادي سلام مينوشت كه توجه رئيس تازهوارد را به خود جلب كرد و تاج مديرمسئول جهان فوتبال از همين طريق از پلههاي ساختمان سئول بالا رفت و سپس به عنوان نايب رئيس بيرقيب در انتخاب فدراسيون انتخاب شد.لارودي حالا دور از هياهوي فوتبال،شايد چندان از آنچه براي تاج كرده راضي نباشد.
| آخرین زمان بازدید از این صفحه: | جمعه 21 بهمن 1390 |
| تعداد بازدیدها از این صفحه: |
